پدرْ پادشاهِ عادلِ خود را وعده میدهد
شبانان گله را پراکنده کردند، پس پدر ما خود آن را گرد خواهد آورد و از داوود شاخهای عادل برخواهد خیزاند که «خداوند عدالت ما» خوانده میشود. آنگاه به انبیایی میپردازد که خوابهای خود را میبینند و آنها را به نام کلام او میفروشند. او پدری دوردست نیست که نتواند ببیند.
23 1‹«وای بر شبانانی که گوسفندانِ چراگاه مرا هلاک و پراکنده میکنند!»› پدر ما میفرماید. 2پس پدر ما، پدرِ اسرائیل، دربارهٔ شبانانی که قوم مرا شبانی میکنند چنین میگوید: «شما گلهٔ مرا پراکنده ساخته و آنها را راندهاید و از ایشان مراقبت نکردهاید. اکنون من شما را بهسبب شرارتی که کردهاید بازخواست خواهم کرد، پدر ما میفرماید. 3آنگاه من باقیماندهٔ گلهٔ خود را از همهٔ سرزمینهایی که ایشان را بدانها راندهام گرد خواهم آورد و آنها را به چراگاهشان بازخواهم گردانید، و بارور و کثیر خواهند شد. 4و شبانانی بر ایشان خواهم گماشت که آنها را شبانی کنند؛ دیگر نخواهند ترسید و هراسان نخواهند شد، و هیچیک گم نخواهد شد، پدر ما میفرماید. 5اینک، روزهایی میآید، پدر ما میفرماید، که برای داوود شاخهای عادل برخواهم افراشت، و او همچون پادشاه سلطنت خواهد کرد و با حکمت رفتار خواهد نمود، و در آن سرزمین انصاف و عدالت را اجرا خواهد کرد. 6‹در روزهای او یهودا نجات خواهد یافت، و اسرائیل در امنیت ساکن خواهد شد. و این است نامی که بدان خوانده خواهد شد: خداوند، عدالتِ ما.›
7پس روزهایی میآید، پدر ما میفرماید، که دیگر نخواهند گفت: ‹به حیاتِ پدرت سوگند که قوم اسرائیل را از مصر برآورد،› 8بلکه خواهند گفت: ‹به حیاتِ پدرت سوگند که نسلِ خاندان اسرائیل را از سرزمین شمال و از همهٔ سرزمینهایی که ایشان را بدانها رانده بود، برآورد و بازگردانید.› آنگاه در خاک خود ساکن خواهند شد.»
پدرْ انبیای دروغین را رسوا میکند
9دربارهٔ انبیا: دلم شکسته است؛ همهٔ استخوانهایم میلرزد. همچون مردی مست شدهام، مانند کسی که شراب بر او چیره گشته، بهسبب پدر ما و کلام مقدس او. 10زیرا زمین از زناکاران پر شده است؛ بهسبب لعنت، زمین ماتم میگیرد، و چراگاههای بیابان خشک شده است. راههایشان شرارتبار است، و از قدرت خود سوءاستفاده میکنند.
11«هم نبی و هم کاهن بیدیناند؛ حتی در خانهٔ خود شرارت ایشان را یافتهام، پدر ما میفرماید. 12بنابراین راهشان برای ایشان همچون کورهراههای لغزنده در تاریکی خواهد شد، که بدان رانده شده، خواهند افتاد؛ زیرا من بلا را بر ایشان در سالِ مکافاتشان خواهم آورد، پدر ما میفرماید. 13در انبیای سامره چیزی نفرتانگیز دیدم: به نام بعل نبوت کردند و قوم من اسرائیل را گمراه ساختند. 14‹اما در میانِ انبیای اورشلیم چیزی هولناک دیدهام: زنا میکنند، به دروغ زندگی میکنند، دستِ بدکاران را تقویت میکنند، چنانکه هیچکس از شرارت خود بازنمیگردد. همگی برای من مانند سدوم گشتهاند، و ساکنانش همچون عموره.›
15‹پس پدرِ لشکرهای آسمان دربارهٔ انبیا چنین میگوید: به ایشان خوراکِ تلخ خواهم خورانید و آبِ زهرآلود خواهم نوشانید، زیرا بیدینی از انبیای اورشلیم در سرتاسر آن سرزمین پخش شده است.›
16پدرِ لشکرهای آسمان چنین میگوید: به سخنان انبیایی که برای شما نبوت میکنند گوش مدهید؛ ایشان شما را از امیدِ واهی پر میسازند، رؤیاهایی از ذهن خود بازمیگویند، نه از دهان من. 17پیوسته به آنان که کلام مرا خوار میشمارند میگویند: ‹سلامتی خواهید داشت،› و به هر که سرسختانه از دلِ خود پیروی میکند میگویند: ‹بلایی بر شما نخواهد آمد.›»
18زیرا کدامیک از ایشان در شورای پدر ما ایستاده تا کلام او را ببیند و بشنود؟ کیست که به کلام او توجه کرده و گوش فرا داده باشد؟ 19اینک، توفانِ پدر ما با خشم بیرون رفته است، گردبادی چرخان؛ که بر سرِ شریران فرود خواهد آمد. 20خشمِ پدر ما فرو نخواهد نشست تا آنگاه که مقاصدِ دل خود را بهتمامی به انجام رساند. در روزهای آینده آن را بهروشنی درک خواهید کرد.
21«من این انبیا را نفرستادم، اما ایشان دویدند؛ من با ایشان سخن نگفتم، اما آنها نبوت کردند. 22اما اگر در شورای من ایستاده بودند، کلام مرا به قوم من اعلام میکردند و ایشان را از راهِ شرارتبارشان و از شرارتِ کارهایشان بازمیگرداندند. 23آیا من تنها پدرِ نزدیکِ شمایم، پدر ما میفرماید، و پدرِ دورِ شما نیز نیستم؟ 24‹آیا کسی میتواند در نهانگاهها پنهان شود، آنجا که من او را نبینم؟ پدر ما میفرماید. آیا من آسمان و زمین را پر نمیسازم؟ پدر ما میفرماید.›
25«سخنان انبیایی را که به نام من دروغ نبوت میکنند شنیدهام، که ادعا میکنند: ‹خواب دیدم! خواب دیدم!› 26تا به کی دروغ، دلِ انبیایی را که فریبِ دلِ خویش را نبوت میکنند پر خواهد ساخت؟ 27ایشان قصد دارند با خوابهایی که برای یکدیگر بازمیگویند، قوم مرا به فراموشیِ نام من وادارند، همانگونه که پدرانشان نام مرا بهخاطر بعل فراموش کردند. 28نبیای که خوابی دارد، آن را بازگوید، اما آن که کلام مرا دارد، کلام مرا با امانت بگوید. کاه را با گندم چه نسبت؟ پدر ما میفرماید. 29‹آیا کلام من مانند آتش نیست، پدر ما میفرماید، و همچون پتکی که صخره را خرد میکند؟›
30«پس اینک، من بر ضد انبیا هستم، پدر ما میفرماید، که کلام مرا از یکدیگر میدزدند. 31اینک، من بر ضد انبیا هستم، پدر ما میفرماید، که زبان خود را میجنبانند و میگویند: ‹خدا فرموده است.› 32‹من بر ضد آنانم که خوابهای دروغین نبوت میکنند، پدر ما میفرماید؛ آنها را بازمیگویند و قوم مرا با دروغها و لافهای بیپروای خود گمراه میسازند. من ایشان را نفرستادم و امر نکردم، و ایشان این قوم را هیچ سودی نمیرسانند، پدر ما میفرماید.›
بار شمایید
33«هنگامی که این قوم، یا نبی، یا کاهنی بپرسد: ‹بارِ پدر ما چیست؟› به ایشان بگو: ‹بار شمایید! و من شما را دور خواهم افکند، پدر ما میفرماید.› a a v33 واژهای که «وحی» ترجمه شده، بهمعنای «بار» نیز هست. قوم خواستارِ پیامی میشوند؛ پدر ما پاسخ میدهد که بیوفاییِ خودشان همان باری است که او آن را بر زمین خواهد نهاد. 34نبی، کاهن، یا کسی که بگوید: ‹بارِ پدر ما،› آن مرد و خاندانش را مکافات خواهم داد. 35هر یک از شما باید به همسایه و برادر خود بگوید: ‹پدر ما چه پاسخ داده؟› یا ‹پدر ما چه گفته است؟› 36‹اما دیگر هرگز مگویید: ‹بارِ پدر ما،› زیرا سخنِ هر کس بارِ خودش میشود؛ شما کلامِ پدرِ زندهٔ لشکرهای آسمان را تحریف کردهاید.› 37به آن نبی چنین بگو: ‹پدر ما تو را چه پاسخ داده؟› یا ‹پدر ما چه گفته است؟› 38اما اگر بگویید: ‹بارِ پدر ما،› آنگاه پدر ما میگوید: چون این سخنان را گفتید، ‹بارِ پدر ما،› هرچند برایتان پیام فرستادم که: ‹مگویید بارِ پدر ما،› 39پس اینک، من بهیقین شما را همچون باری برخواهم داشت و از حضور خود دور خواهم افکند—شما و شهری را که به شما و پدرانتان دادم. 40‹و ننگی جاودانه و رسواییِ پایدار بر شما خواهم آورد که هرگز فراموش نخواهد شد.›»