محبتِ پایدار، سروده تا ابد
سرودی حکمتآموز از ایتانِ اِزراحی.
نیمی از مزمور سوگند پدر ما به داوود را بازمیگوید — تختی همچون خورشید، محبتی که تأدیب هرگز آن را باطل نمیکند. سپس زمین از زیر پا فرو میریزد: تاج در خاک است و دیوارها شکسته. سراینده وعده و ویرانی را با هم نگاه میدارد و میپرسد: تا به کی؟
89 1محبتِ پایدارِ پدر ما را تا ابد خواهم سرایید؛ وفاداری تو را به همهٔ نسلها اعلام خواهم کرد. 2زیرا گفتم: «محبتِ پایدار برای همیشه استوار بنا شده است؛ در آسمانها وفاداریِ خود را پابرجا میسازی.
3با برگزیدهٔ خود عهد بستهام؛ برای داوود، بندهٔ خود، سوگند خوردهام: 4‹نسلِ تو را تا ابد استوار خواهم ساخت، و تختِ تو را برای همهٔ نسلها بنا خواهم کرد.›»
5ای پدر ما، آسمانها عجایبِ تو را میستایند، و وفاداری تو را نیز، در جماعتِ مقدّسان. 6زیرا کیست در افلاک که با پدر ما برابری کند؟ کیست در میان موجوداتِ آسمانی که مانند پدر ما باشد، 7پدری که بینهایت مهیب است، در شورای مقدّسان، و از همهٔ آنان که گِردش هستند مَهیبتر؟ 8ای پدرِ لشکرهای آسمان، کیست توانا مانندِ تو؟ وفاداریِ تو گِرداگردت را فراگرفته است.
9تو بر خروشِ دریا فرمان میرانی؛ چون موجهایش برخیزد، آرامشان میسازی. 10تو رَهَب، هیولای دریا، را چون لاشهای کُشته دَرهم شکستی؛ با بازوی توانای خود دشمنانت را پراکنده ساختی. 11آسمانها از آنِ توست؛ زمین نیز از آنِ توست؛ جهان و هر چه آن را پُر میسازد—تو آنها را بنیاد نهادی. 12شمال و جنوب— تو آنها را آفریدی؛ تابور و حِرمون به نامِ تو با شادی بانگ برمیآورند. 13بازوی تو تواناست؛ دستِ تو نیرومند است؛ دستِ راستت به بلندی برافراشته است.
14عدالت و انصاف بنیادِ تختِ توست؛ محبتِ پایدار و وفاداری پیشاپیشِ تو میروند. 15خوشا به حالِ قومی که بانگِ شادمانی را میشناسند، که ای پدر ما، رفتار میکنند در نورِ رویِ تو. 16در نامِ تو تمامِ روز شادمانی میکنند، و در عدالتِ تو سرافراز میگردند. 17زیرا تو جلالِ قوّتِ ایشانی، و به لطفِ تو قدرتِ ما برافراشته میگردد. 18زیرا سپرِ ما از آنِ پدر ما است، و پادشاهِ ما از آنِ قدّوسِ اسرائیل—پدر ما.
19آنگاه در رؤیا سخن گفتی به وفادارانِ خود و فرمودی: «به مردی توانا یاری بخشیدهام؛ برگزیدهای را از میانِ قوم برافراشتهام. 20داوود را یافتهام، بندهٔ خود را؛ او را با روغنِ مقدّسِ خود مسح کردهام، 21تا دستِ من او را استوار نگاه دارد؛ بازوی من نیز او را نیرومند سازد. 22هیچ دشمنی او را نخواهد فریفت، و هیچ شریری او را زبون نخواهد ساخت. 23دشمنانش را پیشِ رویش دَرهم خواهم شکست و متنفّرانش را فرو خواهم کوبید. 24وفاداری و محبتِ پایدارِ من با او خواهد بود، و در نامِ من قدرتِ او سرافراز خواهد شد. 25دستِ او را بر دریا خواهم نهاد و دستِ راستش را بر رودها. 26او مرا ندا خواهد داد: ‹تو پدرِ من هستی، خدای من، و صخرهٔ نجاتِ من.› a a v26 آن پسرِ داوود که پدر ما را «پدرِ من» میخواند، در عیسی به کمال میرسد، پسرِ برتری که این اعتراف را با هر کس که به خانه میآورد، سهیم میگردد. 27و من او را نخستزاده خواهم ساخت، برترین از پادشاهانِ زمین. 28محبتِ پایدارِ خود را تا ابد برای او نگاه خواهم داشت، و عهدِ من برای او استوار خواهد ماند. 29نسلِ او را تا ابد استوار خواهم ساخت و تختِ او را تا زمانی که آسمانها پایدار بمانند.
30اگر فرزندانش شریعتِ مرا ترک کنند و در احکامِ من رفتار نکنند، 31اگر فرایضِ مرا زیرِ پا گذارند و اوامرِ مرا نگاه ندارند، 32آنگاه سرکشیِ ایشان را با عصا تأدیب خواهم کرد و گناهِ ایشان را با تازیانهها، 33اما محبتِ پایدارِ خود را از داوود برنخواهم داشت، و به وفاداریِ خود خیانت نخواهم ورزید. 34عهدِ خود را نقض نخواهم کرد و سخنی را که از لبانم برآمده تغییر نخواهم داد. 35یک بار برای همیشه به قدّوسیتِ خود سوگند خوردهام؛ به داوود دروغ نخواهم گفت. 36نسلِ او تا ابد پایدار خواهد ماند، و تختِ او همچون آفتاب در حضورِ من. 37همچون ماه تا ابد استوار خواهد بود، شاهدی امین در افلاک.»
38اما اکنون خوار شمرده و طرد کردهای او را؛ و بر مسحشدهٔ خود پُر از غضب گشتهای. 39عهدِ خود را با بندهات باطل کردهای؛ تاجِ او را در خاک بیحرمت ساختهای. 40همهٔ دیوارهایش را شکستهای؛ قلعههایش را ویران ساختهای. 41همهٔ رهگذران او را غارت میکنند؛ او نزدِ همسایگانش مایهٔ ریشخند شده است. 42دستِ راستِ دشمنانش را برافراشتهای؛ همهٔ دشمنانش را شادمان ساختهای. 43دَمِ شمشیرش را بازگردانیدهای و او را در نبرد پایدار نداشتهای. 44به شکوهِ او پایان دادهای و تختش را بر زمین افکندهای. 45روزهای جوانیاش را کوتاه کردهای؛ او را در شرمساری پیچیدهای.
46تا به کی، ای پدر ما؟ آیا خود را تا ابد پنهان خواهی ساخت؟ تا به کی غضبِ تو همچون آتش خواهد سوخت؟ 47به یاد آور که عمرِ من چه زودگذر است! برای چه بطالتی همهٔ آدمیان را آفریدهای! 48کدام انسان زنده بماند و مرگ را هرگز نبیند؟ کیست که جانِ خود را از چنگِ گور برهاند؟
49ای پدرِ متعال، محبتِ پایدارِ دیرینِ تو کجاست، که در وفاداریِ خود برای داوود سوگند خوردی؟ 50ای پدرِ متعال، ریشخندی را که بر بندگانت انباشته شده به یاد آور، و اینکه چگونه اهانتِ همهٔ قومهای بسیار را در دلِ خود حمل میکنم، 51همان که دشمنانت با آن استهزا کردهاند، ای پدر ما، همان که با آن مسحشدهٔ تو را در هر قدم استهزا کردهاند.
52متبارک باد پدر ما تا ابد! آمین و آمین.