الیهو با ایوب سخن میگوید
الیهو به ایوب میگوید او نیز تنها گِل است و جای ترسی نیست. پاسخ او این است که خدا سخن میگوید، در خوابها و در درد بستر بیماری، تا انسان را از گودال بازگرداند، و میانجیای ممکن است بگوید: او را رها کن، فدیهای یافتهام.
33 1«اما اکنون، ای ایوب، سخنانم را بشنو؛ به هرآنچه میگویم گوش فرا ده. 2اینک، دهان خود را گشودهام؛ زبانم بر کامم کلمات را میسازد. 3سخنانم از دلی راست برمیآید، و لبانم آنچه را که میدانند صادقانه بیان میکنند. 4روح خدا مرا ساخته است، و نَفَس قادر مطلق به من حیات میبخشد. 5اگر میتوانی، مرا پاسخ ده؛ دعوای خود را پیش رویم مرتب ساز و بایست. 6اینک، من در برابر خدا درست همچون تو هستم؛ من نیز از گِل بریده شدهام. 7هیچ هراسی از من نباید تو را بترساند، و هیچ فشاری از جانب من نباید بر تو سنگینی کند.
8«بهراستی که در گوش من گفتهای—من صدای خودِ سخنانت را شنیدم. 9‹من پاکم و بیعصیان؛ من طاهرم و در من هیچ تقصیری نیست. 10با این حال، او در من عیب میجوید؛ مرا دشمن خود میشمارد. 11پاهایم را در کُنده میگذارد؛ همهٔ راههایم را میپاید.›
12«اما در این باره حق با تو نیست، تو را پاسخ میدهم، زیرا خدا بزرگتر از هر انسان فانی است. 13چرا با او مجادله میکنی، از این که او به هیچیک از سخنان آدمی پاسخ نمیدهد؟ 14زیرا خدا به یک شیوه سخن میگوید، و سپس به شیوهای دیگر، هرچند کسی آن را درنمییابد. 15در خواب، در رؤیای شب، آنگاه که خوابی گران بر مردمان فرومیافتد در حالی که بر بسترهای خود در خفتگیاند، 16آنگاه گوشهایشان را میگشاید و هشدارهای خود را بر آنان نقش میبندد، 17تا آدمی را از کجروی بازگرداند و مرد را از تکبر دور نگاه دارد، 18جان او را از گودال بازمیدارد، و حیاتش را از هلاک شدن به شمشیر.
19«آدمی نیز با درد بر بسترش تأدیب میشود، با دردی پیوسته در استخوانهایش، 20چنان که جانش از نان بیزار میشود، و روحش از لذیذترین خوراک. 21گوشتش تحلیل میرود، و استخوانهایش که زمانی پنهان بودند، بیرون میزنند. 22جانش به گودال نزدیک میشود، و حیاتش به آنان که مرگ میآورند.
23«اگر برای او فرشتهای باشد، میانجیای—یکی از هزار—تا به آدمی آنچه را که برایش راست است اعلام کند، 24و بر او فیض کند و بگوید: ‹او را از فرو رفتن به گودال رهایی بخش؛ من کفّارهای یافتهام،› a a v24 آن کفّاره که جان را از گودال میرهاند، فراتر از سخنان الیهو به کفّارهای اشاره دارد که پدر ما روزی در عیسی فراهم میآورد، همو که جان خود را همچون کفّارهای برای بسیاری داد. 25آنگاه گوشت او از گوشت کودک تازهتر میشود؛ به روزهای جوانی خود بازمیگردد. 26او نزد خدا دعا میکند، و آن پرستنده مورد قبول او واقع میشود؛ آن پرستنده روی خدا را با فریادهای شادی میبیند، و خدا عدالت را به آن شخص بازمیگرداند. 27در برابر دیگران سرود میخواند و میگوید: ‹گناه کردم و آنچه را که راست بود منحرف ساختم، اما به من سزا داده نشد. 28او جان مرا از فرو رفتن به گودال رهانید، و من نور را خواهم دید.›
29«اینک، خدا همهٔ این کارها را بارها و بارها با آدمی انجام میدهد، 30تا جانش را از گودال بازگرداند، که به نور زندگان روشن گردد.
31«توجه کن، ای ایوب؛ به من گوش فرا ده. خاموش باش، و من سخن خواهم گفت. 32اگر چیزی برای گفتن داری، مرا پاسخ ده؛ سخن بگو، زیرا من با کمال میل میخواهم تو را تبرئهشده ببینم. 33اگر نه، پس به من گوش فرا ده؛ خاموش باش، و من به تو حکمت خواهم آموخت.»