اِلیهو باز سخن میگوید
الیهو استدلال میکند که گناه و نیکی انسان برای خدا که از ابرها بالاتر است چیزی را تغییر نمیدهد؛ اینها بر دیگر آدمیان فرود میآیند. ستمدیدگان فریاد برمیآورند، اما کسی نمیپرسد آفرینندهشان کجاست، او که در شب سرودها میبخشد. پس ایوب بیدانش سخن را افزون میکند.
35 1آنگاه اِلیهو سخن را از سر گرفت و گفت: 2«آیا این را عادلانه میپنداری؟ میگویی: ‹عدالت من از عدالت خدا بیشتر است.› 3زیرا میپرسی: ‹تو را چه سود میبخشد؟ از گناه نکردن چه بهرهای میبرم؟› 4من به تو پاسخ خواهم داد، و به دوستانت نیز همراه تو. 5به آسمانها بنگر و ببین؛ به ابرها چشم بدوز که از تو برترند. 6اگر گناه کنی، چه کاری بر ضد او انجام میدهی؟ و اگر نافرمانیهایت بسیار باشد، به او چه میکنی؟ 7اگر عادل باشی، به او چه میبخشی؟ یا از دست تو چه دریافت میکند؟ 8شرارت تو تنها بر انسانی همچون خودت اثر میگذارد، و عدالت تو تنها بر همنوعی از آدمیان. 9مردمان زیر بار ستمهای بسیار فریاد برمیآورند؛ در برابر بازوی زورمندان کمک میطلبند. 10اما هیچکس نمیگوید: ‹کجاست خدا، آفرینندهٔ من، که در شب سرودها میبخشد، 11که ما را بیش از جانوران زمین میآموزد و از پرندگان آسمان حکیمترمان میسازد؟› 12آنجا فریاد برمیآورند، اما او پاسخی نمیدهد، به سبب غرور مردمان شریر. 13بهیقین خدا به فریاد بیهوده گوش نمیدهد؛ قادر مطلق بدان اعتنایی نمیکند. 14پس چه بسیار کمتر پاسخ خواهد داد آنگاه که میگویی او را نمیبینی— حال آنکه دعوی تو در حضور اوست و باید در انتظار او بمانی. 15و اکنون، چون خشم او هنوز مجازات نکرده، و او به حماقت اعتنای اندکی کرده است. 16ایوب دهان خود را به سخنان بیهوده میگشاید؛ کلمات را بدون معرفت بسیار میکند.»