پدر، فرمانرواییِ بابل را مقرر میکند
ارمیا یوغی چوبین بر گردن مینهد و برای فرستادگان پنج پادشاه همسایه پیام میفرستد: تسلیم نبوکدنصر شوید و زنده بمانید. انبیایی که وعده میدهند ظروف معبد بهزودی بازمیگردد دروغ میگویند. ظروف به بابل خواهد رفت، و تنها پدر ما تعیین میکند کی بازگردد.
27 1در آغازِ سلطنتِ صِدقیا پسرِ یوشیا، پادشاهِ یهودا، این کلام از جانبِ پدر ما بر اِرمیا نازل شد:
2پدر ما به من چنین گفت: برای خود بندها و چوبهای یوغ بساز و آنها را بر گردنت بگذار. 3سپس بهواسطهٔ فرستادگانی که نزد صِدقیا پادشاهِ یهودا به اورشلیم آمدهاند، برای پادشاهانِ اَدوم، موآب، عَمّون، صور و صیدون پیغام بفرست.
4به ایشان فرمان بده که به سرورانِ خود بگویند: پدرِ لشکرهای آسمان چنین میفرماید: «به سرورانِ خود چنین بگویید: 5من خودْ زمین را با انسانها و حیواناتی که بر رویِ آنند، به نیرویِ عظیم و بازویِ درازِ خود ساختم، و آن را به هر که در نظرم پسندیده آید، میبخشم. 6اکنون همهٔ این سرزمینها را به خدمتگزارم نبوکدنصر، پادشاهِ بابل، بخشیدهام؛ حتی حیواناتِ وحشیِ صحرا را نیز به او دادهام تا او را خدمت کنند. 7همهٔ ملتها او و پسرش و نوهاش را خدمت خواهند کرد، تا آنگاه که زمانِ سرزمینِ خودِ او فرا رسد؛ آنگاه ملتهای بسیار و پادشاهانِ بزرگ او را به بندگیِ خویش خواهند گرفت.»
8اما آن ملت یا مملکتی که نبوکدنصر پادشاهِ بابل را خدمت نکند و گردنِ خود را زیرِ یوغِ او ننهد، آن ملت را با شمشیر و قحطی و طاعون مجازات خواهم کرد، پدر ما میفرماید، تا آنگاه که ایشان را به دستِ او هلاک سازم. 9«پس به انبیای خود و فالگیران و خواببینان و غیبگویان و جادوگرانِ خویش گوش مدهید، که به شما میگویند: ‹پادشاهِ بابل را خدمت نخواهید کرد.› 10ایشان برای شما به دروغ نبوّت میکنند تا شما را از سرزمینتان دور سازند؛ من شما را بیرون خواهم راند و خواهید مرد. 11اما آن ملتی که گردنِ خود را زیرِ یوغِ پادشاهِ بابل بیاورد و او را خدمت کند، در سرزمینِ خودش باقی خواهم گذاشت، پدر ما میفرماید، تا آن را کِشت کند و در آن ساکن باشد.»
12همین سخنان را به صِدقیا پادشاهِ یهودا گفتم: گردنهای خود را زیرِ یوغِ پادشاهِ بابل بگذارید و او و قومِ او را خدمت کنید و زنده بمانید. 13چرا باید تو و قومت با شمشیر و قحطی و طاعون بمیرید، چنانکه پدر ما دربارهٔ ملتی که پادشاهِ بابل را خدمت نکند، گفته است؟
14به انبیایی که به شما میگویند: ‹پادشاهِ بابل را خدمت نخواهید کرد،› گوش مدهید، زیرا ایشان برای شما به دروغ نبوّت میکنند. 15پدر ما میفرماید: من ایشان را نفرستادهام، اما ایشان به نامِ من به دروغ نبوّت میکنند؛ پس من شما را بیرون خواهم راند و هلاک خواهید شد—هم شما و هم انبیایی که برایتان نبوّت میکنند.
16آنگاه به کاهنان و تمامیِ این قوم گفتم: پدر ما چنین میفرماید: به انبیای خود که نبوّت میکنند: ‹اینک ظروفِ خانهٔ پدر ما بهزودی از بابل بازآورده خواهد شد،› گوش مدهید، زیرا ایشان برای شما به دروغ نبوّت میکنند. 17به ایشان گوش مدهید. پادشاهِ بابل را خدمت کنید و زنده بمانید. چرا باید این شهر ویران گردد؟
18اما اگر ایشان انبیایند و کلامِ پدر ما با ایشان است، پس بگذارید نزد پدرِ لشکرهای آسمان التماس کنند تا ظروفی که در خانهٔ او و خانهٔ پادشاهِ یهودا و در اورشلیم باقی مانده، به بابل برده نشود. 19زیرا پدرِ لشکرهای آسمان دربارهٔ ستونها و «دریا» و پایهها و بقیهٔ ظروفی که در این شهر باقی مانده، چنین میفرماید: a a v19 در اینجا «دریا» به پیکرهٔ آبی اشاره ندارد، بلکه حوضِ بزرگِ برنجینی است که در صحنِ معبد قرار داشت و کاهنان برای شستوشو از آن استفاده میکردند.
20همان ظروفی که نبوکدنصر پادشاهِ بابل، هنگامی که یِکُنیا پسرِ یِهویاقیم، پادشاهِ یهودا را با همهٔ اشرافِ یهودا و اورشلیم از اورشلیم به بابل به تبعید برد، نگرفت،
21آری، پدرِ لشکرهای آسمان دربارهٔ ظروفی که در خانهٔ پدر ما و خانهٔ پادشاهِ یهودا و در اورشلیم باقی مانده، چنین میفرماید:
22آنها به بابل برده خواهند شد و تا روزی که به سراغشان بیایم در آنجا خواهند ماند، پدر ما میفرماید. آنگاه آنها را برخواهم آورد و به این مکان بازخواهم گرداند.