دستورهای پدر
در نخستین روز سال همهچیز برپا، مسح و در جای خود نهاده میشود، و هارون و پسرانش شسته و ملبّس میشوند. آنگاه ابر خیمه را میپوشاند و جلال پدر ما چنان آن را پر میسازد که موسی نمیتواند داخل شود. از این پس، ابر است که زمان حرکتشان را تعیین میکند.
40 1آنگاه پدر ما موسی را خطاب کرده، گفت:
2«در روز اوّلِ ماه اوّل، خیمه، یعنی خیمهٔ اجتماع را برپا کن. 3صندوق شهادت را در آن بگذار و صندوق را با پرده بپوشان. 4میز را داخل بیاور و آنچه را که بر آن است بچین، و چراغدان را بیاور و چراغهایش را روشن کن. 5مذبح زرّینِ بخور را پیش روی صندوق شهادت بگذار و پردهٔ درِ خیمه را نصب کن. 6مذبح قربانی سوختنی را پیش روی درِ خیمه، یعنی خیمهٔ اجتماع، بگذار، 7و حوض را میان خیمهٔ اجتماع و مذبح قرار ده و در آن آب بریز. 8صحن را از هر سو برپا کن و پردهٔ دروازهٔ صحن را بیاویز.
9«روغن مسح را بگیر و خیمه و هرآنچه را در آن است مسح کن؛ آن را با همهٔ اسبابش تقدیس نما، و مقدّس خواهد بود. 10مذبح قربانی سوختنی و همهٔ ظروفش را مسح کن؛ مذبح را تقدیس نما، و مذبح بسیار مقدّس خواهد بود. 11حوض و پایهاش را مسح کن و آن را تقدیس نما.
12«سپس هارون و پسرانش را به درِ خیمهٔ اجتماع بیاور و آنان را با آب بشوی. 13هارون را جامههای مقدّس بپوشان و او را مسح کرده، تقدیس نما تا برای من کهانت کند. 14پسرانش را نیز بیاور و ایشان را پیراهنها بپوشان. 15آنان را مسح کن چنانکه پدرشان را مسح کردی، تا برای من کهانت کنند. مسح ایشان برایشان کهانتی جاودانی در تمامی نسلها خواهد بود.»
16موسی هرآنچه را که پدر ما به او فرمان داده بود، درست به همانگونه به انجام رسانید. 17در روز اوّلِ ماه اوّل از سال دوم، خیمه برپا شد. 18موسی خیمه را برپا کرد: پایههایش را نهاد، چارچوبهایش را نصب کرد، پشتبندهایش را گذاشت و ستونهایش را برپا داشت. 19و خیمه را بر فراز مسکن گسترانید و پوشش آن را بر رویش نهاد، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 20و شهادت را گرفته، در صندوق نهاد و تیرکها را بر صندوق گذاشت و تخت رحمت را بر فراز صندوق قرار داد. 21و صندوق را به درون خیمه آورد و پردهٔ ساتر را آویخت و صندوق شهادت را پوشانید، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 22و میز را در خیمهٔ اجتماع، در سمت شمالی خیمه، بیرونِ پرده گذاشت، 23و نان را بر آن به حضور پدر ما چید، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 24و چراغدان را در خیمهٔ اجتماع، روبهروی میز، در سمت جنوبی خیمه نهاد، 25و چراغها را به حضور پدر ما برافروخت، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 26و مذبح زرّین را در خیمهٔ اجتماع، پیش روی پرده گذاشت، 27و بر آن بخورِ خوشبو سوزانید، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 28سپس پردهٔ درِ خیمه را آویخت. 29و مذبح قربانی سوختنی را نزد درِ خیمه، یعنی خیمهٔ اجتماع، گذاشت و قربانی سوختنی و هدیهٔ آردی را بر آن تقدیم کرد، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 30و حوض را میان خیمهٔ اجتماع و مذبح نهاد و برای شستوشو در آن آب ریخت، 31و موسی و هارون و پسرانش دستها و پاهای خود را با آن شستند. 32هرگاه به خیمهٔ اجتماع داخل میشدند یا به مذبح نزدیک میگشتند، شستوشو میکردند، چنانکه پدر ما موسی را فرمان داده بود. 33و صحن را گرداگرد خیمه و مذبح برپا کرد و پردهٔ دروازهٔ صحن را آویخت. بدینسان موسی کار را به پایان رسانید.
جلال او خیمه را پر میکند
34آنگاه ابر، خیمهٔ اجتماع را فراگرفت و جلال پدر ما خیمه را پر ساخت. 35و موسی نتوانست به خیمهٔ اجتماع داخل شود، زیرا ابر بر آن ساکن بود و جلال پدر ما خیمه را پر ساخته بود. 36هرگاه ابر از فراز خیمه برمیخاست، بنیاسرائیل در تمامی مراحل سفر خود کوچ میکردند؛ 37امّا اگر ابر برنمیخاست، آنان تا روزی که برخیزد کوچ نمیکردند. 38زیرا ابرِ پدر ما در روز بر فراز خیمه بود و آتش در آن، به هنگام شب، در نظر تمامی خاندان اسرائیل در همهٔ سفرهایشان نمایان بود.