معمای پدر دربارهٔ دو عقاب
معمایی دربارهٔ دو عقاب، سر درخت سرو آزاد و تاکی که جابهجا کاشته شده، که رمزگشایی میشود: صدقیا سوگند خود به بابل را میشکند و برای اسب دست به سوی مصر دراز میکند. او از آن نخواهد گریخت. اما پدر ما میگوید که نهال نازک خود را بر کوه اسرائیل خواهد کاشت.
17 1کلامِ پدر ما بر من نازل شد:
2«ای پسرِ انسان، برای خاندان اسرائیل معمایی بگو و مَثَلی بیان کن، 3و بگو، پدرِ متعال چنین میفرماید: ‹عقابی بزرگ با بالهای عظیم و پرهای بلند و پَروبالِ پُر و رنگارنگ به لبنان آمد و نوکِ درختِ سرو را برگرفت. 4بالاترینِ شاخههای جوانش را چید و آن را به سرزمینِ تجارت برد؛ آن را در شهرِ بازرگانان نهاد. 5سپس از بذرِ آن سرزمین برگرفت و آن را در خاکی حاصلخیز کاشت؛ آن را در کنارِ آبهای فراوان نهاد تا همچون بیدی بروید. 6و آن رویید و به تاکی کوتاه و گسترده بدل شد که شاخههایش به سویِ عقاب برمیگشت و ریشههایش زیرِ آن میماند. پس تاکی شد و شاخهها آورد و جوانهها فرستاد. 7اما عقابی بزرگِ دیگر بود با بالهای عظیم و پَروبالِ فراوان، و این تاک ریشههایش را به سویِ او خم کرد و شاخههایش را به سویِ او دراز نمود تا از او بیش از آن کرتی که در آن کاشته شده بود آب بگیرد. 8آن در خاکی نیکو در کنارِ آبهای فراوان کاشته شده بود، تا شاخهها بیاورد و میوه دهد و تاکی شریف شود.›
9بگو، پدرِ متعال چنین میفرماید: «آیا کامیاب خواهد شد؟ آیا او ریشههایش را برنخواهد کَند و میوهاش را نخواهد چید تا همهٔ برگهای تازهاش پژمرده شود؟ برای برکندنِ آن از ریشه، به بازوی نیرومند یا گروهی بزرگ نیازی نخواهد بود. 10هرچند کاشته شده است، آیا کامیاب خواهد شد؟ آیا آنگاه که بادِ شرقی بر آن بوزد، بهکلی پژمرده نخواهد شد— در همان کرتی که در آن رویید پژمرده نخواهد گشت؟»
11سپس کلامِ پدر ما بر من نازل شد:
12«به خاندانِ یاغی بگو: آیا نمیدانید اینها چه معنایی دارند؟ به آنان بگو: پادشاهِ بابِل به اورشلیم آمد و پادشاه و بزرگانش را گرفت و آنان را با خود به بابِل برد. 13و یکی از نسلِ پادشاهی را برگرفت و با او عهدی بست و او را سوگند داد، و مردانِ برجستهٔ آن سرزمین را نیز با خود برد، 14تا آن مملکت خوار و پست گردد و دیگر برنخیزد، بلکه تنها با نگاه داشتنِ عهدش پایدار بماند. 15‹اما صِدقیا بر پادشاهِ بابِل شورید و قاصدانی به مصر فرستاد تا اسبان و سپاهی بزرگ به دست آورد. آیا کامیاب خواهد شد؟ آیا کسی که چنین میکند، جان به در خواهد برد؟ آیا میتواند عهد را بشکند و بگریزد؟›
16«پدرِ متعال میفرماید: به حیاتِ خودم سوگند که او در بابِل خواهد مرد، در همان جایی که آن پادشاه—که او را به پادشاهی نشاند و او سوگندش را خوار شمرد و عهدش را شکست—زندگی میکند. 17فرعون با سپاهِ نیرومند و لشکرِ بیشمارش در جنگ به او یاری نخواهد رساند، آنگاه که پُشتههای محاصره برافراشته و دیوارهای محاصره ساخته شود تا جانهای بسیار را نابود کند. 18‹او سوگند را خوار شمرد و عهد را شکست؛ دست داده و پیمان بسته بود، اما با این همه چنین کرد—جان به در نخواهد برد.›
19پس پدرِ متعال چنین میفرماید: «به حیاتِ خودم سوگند که سوگندِ مرا که خوار شمرد و عهدِ مرا که شکست، بر سرِ خودش فرود خواهم آورد. 20تورِ خود را بر او خواهم گسترد و او در دامِ من گرفتار خواهد شد. او را به بابِل خواهم آورد و در آنجا او را به سببِ خیانتی که در حقِ من روا داشت، داوری خواهم کرد. 21‹بهترین جنگاورانِ سپاهش به دمِ شمشیر خواهند افتاد و بازماندگان به هر سو پراکنده خواهند شد. آنگاه خواهید دانست که من، پدرِ شما، سخن گفتهام.›
22پدرِ متعال چنین میفرماید: «من خود شاخهای از نوکِ بلندِ سرو خواهم گرفت و آن را خواهم کاشت. از بالاترینِ شاخههای جوانش نهالی نازک خواهم چید و من خود آن را بر کوهی بلند و سربرافراشته خواهم کاشت. a a v22 آنجا که پادشاهیهای انسانها فرومیپاشند، پدر ما وعده میدهد که نهالی نازک از آنِ خود بنشاند—پادشاهِ آینده از نسلِ داوود، که در عیسی تحقق یافت، و به پادشاهیای بدل میشود که همهٔ قومها را در پناهِ خود جای میدهد. 23بر بلندای کوهِ اسرائیل آن را خواهم کاشت، و شاخهها خواهد آورد و میوه خواهد داد و سروی شریف خواهد شد. زیرِ آن هر گونه پرندهای ساکن خواهد شد و در سایهٔ شاخههایش آشیانه خواهد ساخت. 24و همهٔ درختانِ صحرا خواهند دانست که من پدر هستم، که درختِ بلند را فرومیآورم و درختِ کوتاه را بلند میسازم، که درختِ سبز را میخشکانم و درختِ خشک را شکوفا میگردانم. من، پدر، سخن گفتهام، و آن را به انجام خواهم رساند.»