قتلِ ایشبوشت
دو تن از فرماندهان دستههای غارتگر خودِ ایشبوشت، هنگام استراحت نیمروز او را در بسترش میکشند و سرش را به حِبرون میبرند و آن را انتقام پدر ما میخوانند. داوود، که روزی مردی را که ادعا میکرد شائول را کشته است کشته بود، فرمان میدهد آنان را اعدام کنند. سر ایشبوشت در قبر اَبنیر دفن میشود.
4 1چون ایشبوشت پسر شائول شنید که اَبنیر در حِبرون مرده است، دلش را باخت و تمامِ اسرائیل به لرزه افتاد. 2پسر شائول دو سردستهٔ دستههای غارتگر داشت: بَعنَه و رِکاب، پسران رِمّونِ بئیروتی، از قبیلهٔ بنیامین؛ زیرا بئیروت نیز جزئی از بنیامین شمرده میشود، 3چراکه بئیروتیان به جِتایم گریختند و تا به امروز در آنجا همچون بیگانگان زیستهاند.
4یوناتان پسر شائول، پسری داشت که از هر دو پا لنگ بود. هنگامی که خبر شائول و یوناتان از یِزرِعیل رسید، او پنج ساله بود؛ دایهاش او را برداشت تا بگریزد، اما چون شتابان میرفت، طفل افتاد و لنگ شد. نامش مِفیبوشت بود.
5رِکاب و بَعنَه، پسران رِمّونِ بئیروتی، به گرمای روز به خانهٔ ایشبوشت آمدند، در حالی که او خواب نیمروزِ خود را میکرد. 6ایشان به میانهٔ خانه رفتند، گویی که برای گرفتنِ گندم میآیند، و او را در شکم زدند؛ و رِکاب و برادرش بَعنَه گریختند. 7آنان به خانه وارد شده بودند، در حالی که ایشبوشت در اتاقخوابش بر بستر خود آرمیده بود. او را زدند و کشتند و سرش را بریدند و برداشتند و تمامِ شب از راهِ عَرَبه سفر کردند. 8سرِ ایشبوشت را نزد داوود به حِبرون آوردند و به پادشاه گفتند: «اینک سرِ ایشبوشت پسر شائول، دشمنِ توست که در پیِ جانِ تو بود. امروز پدر آسمانی ما انتقامِ سرورم پادشاه را از شائول و نسل او گرفت.» a a v8 قاتلان جنایتِ خود را به پدر آسمانی ما نسبت میدهند، اما پاسخِ او از زبانِ داوود میآید که ایشان را همچون قاتلانِ مردی بیگناه محکوم میسازد.
9اما داوود در پاسخِ رِکاب و برادرش بَعنَه، پسران رِمّونِ بئیروتی، گفت: «به حیاتِ پدر آسمانی ما سوگند، همان که جانِ مرا از هر تنگی رهانیده است، 10آنگاه که مردی به من گفت: ‹اینک، شائول مرده است،› و میپنداشت که خبری خوش میآورد، من او را گرفتم و در صِقلَغ کشتم. این بود پاداشی که برای خبرش به او دادم! 11پس چقدر بیشتر، هنگامی که مردانِ شریر، مردی عادل را در خانهٔ خودش، بر بسترِ خودش میکشند—آیا اکنون نباید خونِ او را از دستِ شما بازخواست کنم و شما را از روی زمین بردارم؟» 12پس داوود جوانانِ خود را فرمان داد و ایشان آنان را کشتند و دستها و پاهایشان را بریدند و بدنهایشان را در کنارِ برکهٔ حِبرون آویختند. اما سرِ ایشبوشت را گرفتند و در قبرِ اَبنیر در حِبرون دفن کردند.