دختران صَلُفحاد
پنج خواهر میپرسند چرا باید نام پدرشان تنها به خاطر نداشتن پسر محو شود، و پدرِ ما میگوید حق با آنان است و قانون میراث را تغییر میدهد. موسی که به او گفته شده بیرون از سرزمین خواهد مرد، برای قوم شبانی میطلبد؛ و یوشع در برابر همهٔ آنان به این خدمت گماشته میشود.
27 1آنگاه دختران صَلُفحاد، پسر حِفِر، پسر جِلعاد، پسر ماخیر، پسر مَنَسی، از طوایف مَنَسی پسر یوسف، پیش آمدند. نامهای دخترانش اینها بود: مَحلَه، نوعَه، حُجلَه، مِلکَه و تِرصَه. 2ایشان نزد موسی و اِلعازار کاهن و در برابر رهبران و تمامی جماعت، به درگاه خیمهٔ ملاقات ایستادند و گفتند: 3«پدر ما در بیابان درگذشت. او در میان کسانی که همراه گروه قورَح بر ضد پدر ما گرد آمدند نبود؛ او به سبب گناه خویش مرد و پسری نداشت. 4چرا باید نام پدر ما از طایفهاش محو گردد، تنها از آن رو که پسری نداشت؟ در میان برادران پدرمان به ما ملکی عطا فرما.»
5پس موسی دعوی ایشان را به حضور پدر ما آورد. 6و پدر ما به موسی گفت:
7«دختران صَلُفحاد راست میگویند. در میان برادران پدرشان بهرهای موروثی به ایشان بده و میراث پدرشان را به آنان منتقل کن. 8و به بنیاسرائیل بگو: اگر مردی بیآنکه پسری داشته باشد بمیرد، میراثش را به دخترش منتقل کنید. 9و اگر دختری نداشته باشد، میراثش را به برادرانش بدهید. 10و اگر برادری نداشته باشد، میراثش را به برادران پدرش بدهید. 11و اگر پدرش برادری نداشته باشد، میراثش را به نزدیکترین خویشاوند او در طایفهاش بدهید تا آن را تصرف کند. این برای بنیاسرائیل فریضهای شرعی باشد، چنانکه پدر ما به موسی امر فرمود.»
موسی سرزمین را میبیند
12آنگاه پدر ما به موسی گفت: «به کوه عَبارِیم برآی و سرزمینی را که به بنیاسرائیل دادهام بنگر. 13و چون آن را دیدی، تو نیز به قوم خود خواهی پیوست، همانگونه که برادرت هارون پیوست، 14زیرا در بیابان صین، به هنگام نزاع جماعت، از فرمان من سرپیچی کردید و مرا در برابر دیدگان ایشان بر سر آن آب قدّوس نشمردید» — آب مِریبَهِ قادِش، در بیابان صین.
15موسی به پدر ما سخن گفت و اظهار داشت: 16«باشد که پدرِ روحهای همهٔ بشر، مردی را بر این جماعت بگمارد، 17که پیشاپیش ایشان بیرون رود و پیشاپیش ایشان درآید، که آنان را بیرون بَرَد و درون آورد، تا جماعتِ پدر ما همچون گوسفندانِ بیشبان نباشند.»
18پس پدر ما به موسی گفت: «یوشَع پسر نون را که مردی است که روح پدر ما در اوست، برگیر و دست خود را بر او بگذار. 19او را نزد اِلعازار کاهن و تمامی جماعت بر پا دار و در برابر دیدگان ایشان او را به این خدمت بگمار. 20و از اقتدار خود بدو ببخش، تا تمامی جماعت بنیاسرائیل او را اطاعت کنند. 21و او نزد اِلعازار کاهن خواهد ایستاد، و اِلعازار به حضور پدر ما دربارهٔ او به داوریِ اوریم مراجعه خواهد کرد. به فرمان اِلعازار بیرون خواهند رفت و به فرمان او درخواهند آمد — هم او و هم تمامی بنیاسرائیل با او، یعنی همهٔ جماعت.»
22موسی چنانکه پدر ما امر فرموده بود عمل کرد: یوشَع را برگرفت و او را نزد اِلعازار کاهن و تمامی جماعت بر پا داشت. 23و دستهای خود را بر او نهاد و او را به این خدمت گماشت، چنانکه پدر ما بهواسطهٔ موسی گفته بود.