پدر، سرزمین باقیمانده را تقسیم میکند
هفت قبیله هنوز سرزمینی را که پدر ما داده بود تصرف نکردهاند، و یوشع میپرسد تا کی آن را به تأخیر خواهند انداخت. او نقشهبردارانی میفرستد تا آن را به هفت بخش تقسیم کنند، در شیلوه قرعه میاندازد، و نخست باریکهٔ کوچک بنیامین میان یهودا و یوسف توصیف میشود.
18 1آنگاه تمامی جماعت بنیاسرائیل در شیلوه گرد آمدند و خیمهٔ اجتماع را در آنجا برپا داشتند، زیرا آن سرزمین پیشِ روی ایشان مغلوب شده بود. 2و در میان بنیاسرائیل هفت قبیله باقی مانده بودند که هنوز میراث خود را نیافته بودند. 3پس یوشع به بنیاسرائیل گفت: «تا کِی درنگ میکنید و به تصرفِ سرزمینی که پدر ما، خدای پدرانتان، به شما داده است، داخل نمیشوید؟ 4از هر قبیله سه مرد برای خود تعیین کنید تا ایشان را بفرستم و آنان برخیزند و در آن سرزمین بگردند و آن را برحسب میراثشان وصف کرده، بنویسند و نزد من بازگردند. 5و آن را به هفت قسمت تقسیم خواهند کرد: یهودا در ناحیهٔ خود به سمت جنوب بماند و خاندان یوسف در ناحیهٔ خود به سمت شمال. 6و شما آن سرزمین را در هفت قسمت وصف کرده، بنویسید و نزد من به اینجا بیاورید تا من در اینجا به حضور پدر ما برای شما قرعه بیفکنم. 7زیرا لاویان را در میان شما بهرهای نیست، چراکه کهانتِ پدر ما میراث ایشان است؛ و جاد و رئوبین و نصف قبیلهٔ منسی، میراث خود را در آن سوی اردن به سمت شرق یافتهاند، که موسی، خادم پدر ما، به ایشان داده است.»
8پس آن مردان برخاستند و روانه شدند؛ و یوشع به کسانی که برای وصف کردن آن سرزمین میرفتند فرمان داده، گفت: «بروید و در آن سرزمین گردش کنید و آن را وصف کرده، بنویسید و نزد من بازگردید تا در اینجا در شیلوه به حضور پدر ما برای شما قرعه بیفکنم.»
9پس آن مردان رفتند و از آن سرزمین عبور کرده، آن را شهر به شهر در هفت قسمت بر طوماری وصف نمودند و نزد یوشع به اردوگاه در شیلوه بازگشتند. 10آنگاه یوشع در شیلوه به حضور پدر ما برای ایشان قرعه افکند؛ و یوشع در آنجا آن سرزمین را در میان بنیاسرائیل، هر یک را برحسب بخشش او، تقسیم کرد.
بخشش پدر به بنیامین
11و قرعه به نامِ قبیلهٔ بنیبنیامین برحسب خاندانهایشان بیرون آمد، و مرزِ قرعهٔ ایشان میان بنییهودا و بنییوسف واقع شد. 12و مرز شمالی ایشان از اردن آغاز شد و به سوی شمالِ اریحا بالا رفت و از میان کوهستان به سمت غرب بالا رفته، به بیابانِ بیتآون منتهی گردید. 13و از آنجا مرز به سمت جنوب به سوی لوز، به دامنهٔ آن (که همان بیتئیل است) گذشت؛ سپس به عطاروتادّار، بر تپهای که در جنوبِ بیتحورونِ پایین است، فرود آمد. 14و مرز خم شد و در سمت غرب به سوی جنوب پیچید، از تپهای که مقابل بیتحورون است به سمت جنوب، و به قریتبعل (که همان قریتیعاریم است)، شهری از بنییهودا، منتهی گردید. این سمت غربی بود. 15و سمت جنوبی از کرانهٔ قریتیعاریم آغاز شد، و مرز به سمت غرب رفت و تا چشمهٔ آبهای نفتوح امتداد یافت. 16و مرز به کرانهٔ تپهای که مقابل درّهٔ بنهنّوم است، در انتهای شمالیِ درّهٔ رفائیم، فرود آمد؛ سپس از درّهٔ هنّوم به دامنهٔ جنوبیِ یبوسیان پایین رفت و به عینروجل ادامه یافت. 17و به سمت شمال پیچید و به عینشمس رفت و به جلیلوت که مقابل گردنهٔ ادّومیم است ادامه یافت؛ سپس به سنگِ بوهَنِ پسر رئوبین فرود آمد. 18و به دامنهای که مقابل عَرَبه به سمت شمال است گذشت، سپس به عَرَبه پایین رفت. 19و مرز به دامنهٔ شمالیِ بیتحُجله گذشت و به خلیجِ شمالیِ دریای مرده، در انتهای جنوبیِ اردن، منتهی شد. این مرزِ جنوبی بود. 20و اردن آن را از سمت شرق مرز میساخت. این میراثِ بنیبنیامین بود، با مرزهایی که آن را احاطه میکرد، برحسب خاندانهایشان. 21و شهرهای قبیلهٔ بنیبنیامین، برحسب طوایفشان، اینها بود: اریحا و بیتحُجله و عیمِققِصیص، 22و بیتعَرَبه و صمارایم و بیتئیل، 23و عَوّیم و فارَه و عُفرَه، 24و کفَرعَمّونی و عُفنی و جِبَع؛ دوازده شهر با روستاهایشان. 25جِبعون و رامَه و بئیروت، 26و مِصفَه و کفیره و موصَه، 27و راقَم و یِرفَئیل و تَرالَه، 28و صِلَع و هاعِلِف و شهر یبوسی (که همان اورشلیم است) و جِبعَه و قریت؛ چهارده شهر با روستاهایشان. این میراثِ بنیبنیامین برحسب خاندانهایشان است.