بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

یوحنا 17

کتاب

پدر، ساعت فرا رسیده است

Chapter 17.

عیسی پس از گفتن این سخنان، به آسمان نگریست و گفت: «پدر، ساعت فرا رسیده است. پسر خود را جلال ده تا پسر نیز تو را جلال دهد، a a v1 یوحنا ۱۷ طولانی‌ترین دعای ثبت‌شدهٔ عیسی به درگاه پدر است — که در شب پیش از صلیب بر زبان آورده شد، و در آن دل خویش را نزد کسی می‌گشاید که او را پدر، پدرِ مقدّس و پدرِ عادل می‌خوانَد. چنانکه او را بر همهٔ آدمیان اقتدار بخشیدی تا به همهٔ کسانی که به او سپردی، حیاتِ جاودان عطا کند. و حیاتِ جاودان این است که تو را، تنها پدرِ حقیقی، و عیسی مسیح را که فرستادی، بشناسند. من تو را بر روی زمین جلال دادم و کاری را که به من سپردی تا انجام دهم، به کمال رساندم. و اکنون تو ای پدر، مرا در پیشگاه خود جلال ده، با همان جلالی که پیش از پیدایش جهان نزد تو داشتم.

نام تو را بر کسانی که از جهان به من سپردی، آشکار ساختم. آنان از آنِ تو بودند و تو ایشان را به من بخشیدی، و کلام تو را نگاه داشته‌اند. اکنون دریافته‌اند که هر آنچه به من بخشیده‌ای، از جانب توست، زیرا کلامی را که به من دادی به ایشان سپردم، و آنان پذیرفتند و به‌راستی دانستند که من از نزد تو آمده‌ام، و ایمان آوردند که تو مرا فرستادی. من برای ایشان دعا می‌کنم؛ نه برای جهان، بلکه برای کسانی که به من سپردی، زیرا از آنِ تو هستند. و هر آنچه از آنِ من است از آنِ توست، و آنچه از آنِ توست از آنِ من است، و من در ایشان جلال یافته‌ام. من دیگر در جهان نیستم، اما آنان در جهان‌اند، و من نزد تو می‌آیم. ای پدرِ مقدّس، ایشان را به نام خود، همان نامی که به من دادی، نگاه دار تا یک باشند، چنانکه ما یک هستیم. تا با ایشان بودم، آنان را به نام تو که به من دادی نگاه داشتم. من از ایشان پاسداری کردم و هیچ‌یک از ایشان تباه نشد، جز پسرِ هلاکت، تا کتاب‌مقدّس به‌جای آورده شود. b b v12 «پسرِ هلاکت» لقبی است برای یهودای اسخریوطی، همان کسی که به عیسی خیانت کرد. و اکنون نزد تو می‌آیم، و این سخنان را در جهان می‌گویم تا شادی مرا به‌کمال در خود داشته باشند. من کلام تو را به ایشان داده‌ام، و جهان از آنان نفرت ورزید، زیرا از این جهان نیستند، همان‌گونه که من نیز از این جهان نیستم. از تو نمی‌خواهم که ایشان را از جهان ببری، بلکه که آنان را از آن شریر نگاه داری. آنان از این جهان نیستند، همان‌گونه که من نیز از این جهان نیستم. ایشان را به‌وسیلهٔ حقیقت مقدّس گردان؛ کلام تو حقیقت است. همان‌گونه که تو مرا به جهان فرستادی، من نیز ایشان را به جهان فرستادم. و به‌خاطر ایشان خود را مقدّس می‌سازم تا آنان نیز در حقیقت مقدّس گردند.

و تنها برای اینان دعا نمی‌کنم، بلکه برای کسانی نیز که به‌واسطهٔ کلام ایشان به من ایمان خواهند آورد، ای پدر، تا همه یک باشند، چنانکه تو در من هستی و من در تو، تا آنان نیز در ما باشند، و جهان ایمان آوَرَد که تو مرا فرستادی. و جلالی را که به من بخشیدی، به ایشان بخشیده‌ام تا یک باشند، چنانکه ما یک هستیم. من در ایشان و تو در من، تا به‌کمال یک گردند، تا جهان بداند که تو مرا فرستادی و ایشان را دوست داشتی، چنانکه مرا دوست داشتی. ای پدر، می‌خواهم کسانی که به من سپردی، آنجا که من هستم با من باشند، تا جلال مرا ببینند، جلالی که به من بخشیدی، زیرا مرا پیش از آفرینش جهان دوست داشتی. ای پدرِ عادل، جهان تو را نمی‌شناسد، اما من تو را می‌شناسم، و اینان دانسته‌اند که تو مرا فرستادی. و نام تو را به ایشان شناسانیدم و باز خواهم شناسانید، تا آن محبتی که با آن مرا دوست داشتی در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم.»

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.