بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

مزامیر 39

کتاب

شب‌زنده‌داری خاموش داوود

برای رهبر سرایندگان، برای یِدوتون. مزموری از داوود.

Chapter 39.

گفتم: «راه‌های خود را حفظ خواهم کرد تا با زبانم گناه نکنم؛ بر دهانم لگام خواهم زد، تا زمانی که شریران در اطرافم هستند.» گنگ و خاموش بودم؛ حتی از نیکی نیز خاموش ماندم، و درد من فزونی گرفت. دلم در درونم گرم شد؛ چون در آن اندیشیدم، آتش افروخته شد؛ آنگاه به زبان آمدم: پایان مرا به من بنما، ای پدرم، و اینکه اندازهٔ روزهایم چیست؛ بگذار بدانم که چه زودگذر هستم.

بنگر، تو روزهایم را تنها به اندازهٔ چند وجب ساخته‌ای، و طول عمرم در نظر تو هیچ است. به‌راستی هر انسانی جز نَفَسی نیست. سِلاه. به‌راستی هر انسانی همچون سایه‌ای رفت‌وآمد می‌کند؛ به‌راستی تمام آشوبش بیهوده است؛ ثروت می‌اندوزد و نمی‌داند چه کسی آن را گرد خواهد آورد. و اکنون، ای پدرِ متعال، منتظر چه هستم؟ امید من در توست. مرا از همهٔ نافرمانی‌هایم رهایی بخش؛ مرا مایهٔ ریشخند نادان مساز. گنگ شده‌ام؛ دهان خود را نمی‌گشایم، زیرا این تو هستی که چنین کرده‌ای. ضربهٔ خود را از من بردار؛ از زخمِ دستِ تو تلف می‌شوم.

با سرزنش‌ها انسان را به‌سبب گناه تأدیب می‌کنی؛ آنچه را عزیز می‌دارد همچون بید می‌خوری؛ به‌راستی هر انسانی جز نَفَسی نیست. سِلاه. دعای مرا بشنو، ای پدرم، و به فریادم گوش فرا ده؛ از اشک‌هایم چشم مپوش؛ زیرا من نزد تو تنها مسافری هستم، مهمانی همچون همهٔ نیاکانم. نگاه خود را از من برگردان، تا بار دیگر لبخند بزنم، پیش از آنکه بروم و دیگر نباشم.

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.