بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

مزامیر 17

کتاب

دعای بی‌گناه

مزمور داوود.

Chapter 17.

ای پدرِ من، به دادخواهیِ برحق گوش فرا ده؛ به فریادم توجه کن؛ به دعایم گوش بسپار که از لبانِ بی‌ریا برمی‌آید. بگذار حکمِ برائتم از حضورِ تو صادر شود؛ بگذار چشمانت آنچه را که راست است ببیند.

دلم را کاویده‌ای، در شب مرا آزموده‌ای، مرا امتحان کرده‌ای و چیزی نیافته‌ای؛ عزم کرده‌ام که دهانم گناه نکند. و اما دربارهٔ کارهای آدمیان، به کلامِ لبانت خود را از راه‌های مردانِ ستمگر نگاه داشته‌ام. گام‌هایم به راه‌های تو استوار مانده‌اند؛ پاهایم نلغزیده‌اند.

تو را می‌خوانم، زیرا اجابت خواهی کرد مرا، ای پدرِ من؛ به من گوش فرا ده؛ سخنانم را بشنو. شگفتیِ محبتِ پایدارِ خود را نشان ده، ای که با دستِ راستِ خویش نجات می‌دهی کسانی را که از دشمنانشان به تو پناه می‌برند. مرا همچون مردمکِ چشم خود نگاه دار؛ در سایهٔ بال‌هایت پنهانم کن از دستِ شریرانی که بر من حمله می‌آورند، از دشمنانِ خونخوارم که گِردم را گرفته‌اند.

دلِ سنگ‌شدهٔ خود را بسته‌اند؛ دهان‌هایشان با تکبّر سخن می‌گویند. ما را ردیابی کرده‌اند و اکنون گِردمان را گرفته‌اند؛ چشمانشان را دوخته‌اند تا ما را به خاک افکنند. او همچون شیری است گرسنه برای دریدنِ شکار، همچون شیرِ جوانی که در کمین خوابیده است.

برخیز، ای پدرِ من! روبه‌رو شو با او، او را به زیر افکن! جانم را با شمشیرِ خود از دستِ شریران برهان، با دستِ خویش، ای پدرِ من، از چنین کسان — از مردمانِ این جهان که پاداششان در همین زندگی است. شکمشان را از آنچه اندوخته‌ای پُر می‌سازی؛ فرزندانشان سیرابند، و افزونیِ خود را برای کوچک‌ترهایشان بر جای می‌گذارند.

و اما من، در عدالت روی تو را خواهم دید؛ چون بیدار شوم، از دیدنِ شباهتِ تو سیر خواهم شد.

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.