بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

مزامیر 18

کتاب

پدرم، توانِ من

برای رهبرِ سرایندگان. مزمورِ داود، خادمِ پدر ما، که این کلمات را در روزی که پدر ما او را از دستِ همهٔ دشمنانش و از دستِ شائول رهانید، برای پدر ما سرایید.

Chapter 18.

تو را دوست می‌دارم، ای پدرم، ای توانِ من. پدرم صخرهٔ من و قلعهٔ من و رهانندهٔ من است؛ پدرم، صخرهٔ من که در او پناه می‌گیرم، سپرِ من و توانِ نجات‌بخشِ من، دژِ من. پدرم را که سزاوارِ ستایش است، می‌خوانم، و از دشمنانم نجات می‌یابم.

ریسمان‌های مرگ مرا احاطه کرد؛ سیلاب‌های هلاکت مرا فروگرفت. ریسمان‌های گور مرا درپیچید؛ دام‌های مرگ پیشِ رویم قرار گرفت. در تنگیِ خود پدرم را خواندم؛ نزدِ پدرم برای کمک فریاد برآوردم. او از معبدِ خود صدای مرا شنید، و فریادِ من به گوش‌هایش رسید.

آنگاه زمین جنبید و لرزید؛ بنیادهای کوه‌ها متزلزل شد و به لرزه درآمد، زیرا که او خشمگین بود. دود از بینی‌اش برآمد، و آتشِ سوزنده از دهانش؛ اخگرهای فروزان از او شعله‌ور گشت. آسمان‌ها را خم کرد و فرود آمد؛ تاریکیِ غلیظ زیرِ پاهایش بود. بر کروبی سوار شد و پرواز کرد؛ بر بال‌های باد اوج گرفت. تاریکی را پوششِ خود ساخت، و خیمهٔ گِردِ خویش را — آب‌های تیره و ابرهای غلیظِ آسمان. از فروغِ پیشِ روی او ابرهایش شکافته شد، با تگرگ و اخگرهای آتش. پدرم نیز در آسمان‌ها رعد کرد، و آن متعال آواز خود را بلند کرد، با تگرگ و اخگرهای آتش. تیرهای خود را فرستاد و آنان را پراکنده ساخت؛ برق‌ها افکند و ایشان را تارومار کرد. آنگاه بسترهای دریا نمایان شد، و بنیادهای جهان آشکار گشت، از توبیخِ تو، ای پدرم، از دمِ نفسِ بینیِ تو.

از اعلی دست فرو برد و مرا برگرفت؛ مرا از آب‌های بسیار بیرون کشید. مرا از دشمنِ نیرومندم رهانید، از آنان که از من نفرت داشتند، زیرا که از من قوی‌تر بودند. در روزِ مصیبتم پیشِ رویم درآمدند، اما پدرم تکیه‌گاهِ من بود. مرا به جای وسیع بیرون آورد؛ مرا رهانید، زیرا که از من خشنود بود.

پدرم بر حسبِ عدالتم با من رفتار کرد؛ بر حسبِ پاکیِ دست‌هایم مرا پاداش داد. زیرا راه‌های پدرم را نگاه داشته‌ام، و به شرارت از پدرم روی نگردانیده‌ام. زیرا همهٔ احکامِ او پیشِ رویم بود، و فرایضِ او را از خود دور نکردم. به حضورِ او بی‌عیب بودم، و خویشتن را از گناه نگاه داشتم. پس پدرم بر حسبِ عدالتم مرا پاداش داد، بر حسبِ پاکیِ دست‌هایم در نظرِ او.

با شخصِ وفادار، تو خود را وفادار می‌نمایی؛ با شخصِ بی‌عیب، خود را بی‌عیب می‌نمایی؛ با شخصِ پاک، خود را پاک می‌نمایی، اما با شخصِ کج‌رفتار، خود را زیرک می‌نمایی. زیرا تو قومِ فروتن را نجات می‌دهی، اما چشمانِ متکبر را پست می‌گردانی. زیرا تویی که چراغِ مرا می‌افروزی؛ پدرم تاریکیِ مرا روشن می‌سازد. زیرا به یاریِ تو بر فوجی می‌تازم، و به یاریِ پدرم از دیواری می‌جهم.

و اما پدرم — راهِ او کامل است؛ کلامِ پدرم راست می‌آید؛ او سپری است برای همهٔ کسانی که در او پناه می‌گیرند. زیرا کیست پدر ما جز پدرم؟ و کیست صخره جز پدر ما؟ پدرم است که مرا به توانایی کمر می‌بندد و راهِ مرا کامل می‌سازد. پاهایم را مانندِ پاهای آهو می‌گرداند و مرا بر بلندی‌ها استوار می‌سازد. دست‌هایم را برای جنگ تعلیم می‌دهد، تا بازوانم بتوانند کمانِ برنجین را خم کنند. سپرِ نجاتِ خود را به من داده‌ای؛ دستِ راستت مرا نگاه می‌دارد، و مهربانیِ تو مرا بزرگ ساخته است. جای قدم‌هایم را در زیرم فراخ می‌سازی، و پاهایم نمی‌لغزد.

دشمنانم را تعقیب کردم و به آنان رسیدم؛ و تا نابود نشدند بازنگشتم. آنان را چنان زدم که نتوانستند برخیزند؛ زیرِ پاهایم افتادند. مرا برای جنگ به توانایی کمر بستی؛ آنان را که بر من برخاستند، زیرِ پاهایم انداختی. دشمنانم را واداشتی که به من پشت کنند، و آنان را که از من نفرت داشتند، نابود کردم. برای کمک فریاد زدند، اما نجات‌دهنده‌ای نبود؛ نزدِ پدرم فریاد برآوردند، اما او ایشان را پاسخ نداد. آنان را چون غبار پیشِ باد نرم کوبیدم؛ همچون گِلِ کوچه‌ها ایشان را بیرون ریختم. مرا از کشمکش‌های قوم رهانیدی؛ مرا سرِ قوم‌ها ساختی؛ قومی که نمی‌شناختم اکنون مرا بندگی می‌کنند. به محضِ اینکه خبرِ مرا می‌شنوند، مرا اطاعت می‌کنند؛ بیگانگان با تملق نزدِ من می‌آیند. بیگانگان دل می‌بازند و لرزان از دژهای خود بیرون می‌آیند.

پدرم زنده است! متبارک باد صخرهٔ من، و متعال باد پدری که مرا نجات می‌دهد — پدری که داد مرا می‌ستاند و قوم‌ها را زیرِ من مطیع می‌سازد، همان که مرا از دشمنانم رهانید. آری، تو مرا بر آنان که بر من برخاستند برافراشتی؛ مرا از مردِ ظالم رهانیدی. از این رو تو را، ای پدرم، در میانِ قوم‌ها خواهم ستود، و نامِ تو را با سرود خواهم سرایید.

او پیروزی‌های بزرگ به پادشاهِ خود می‌بخشد، و به مسحِ خویش محبتِ عهد نشان می‌دهد، به داود و به نسلِ او تا ابد.

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.