بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

مزامیر 147

کتاب

چه نیکوست که سرودِ ستایش بخوانیم

Chapter 147.

هَلِلویاه! چه نیکوست که برای پدر ما سرودِ ستایش بخوانیم؛ چه دلپذیر و شایسته است که او را بستاییم.

پدر ما اورشلیم را بنا می‌کند؛ او پراکندگانِ اسرائیل را گرد می‌آورد. او دل‌شکستگان را شفا می‌بخشد و زخم‌هایشان را می‌بندد. او ستارگان را می‌شمارد؛ هر یک را به نام می‌خواند. پدرِ فرمانروای ما بزرگ است و در قدرت توانا؛ فهمِ او را اندازه‌ای نیست. پدر ما فروتنان را برمی‌افرازد؛ اما شریران را به خاک می‌افکند.

برای پدر ما با سپاسگزاری بسرایید؛ او را با بربط نغمه بنوازید. او آسمان‌ها را با ابرها می‌پوشاند؛ باران را بر زمین می‌فرستد؛ و علف را بر تپه‌ها می‌رویاند. او به حیوانات خوراکشان را می‌بخشد، و به جوجه‌کلاغان چون فریاد برمی‌آورند. خشنودیِ او در نیرویِ اسب نیست، و لذّتِ او در ساق‌های انسان نیز نیست. دلِ پدر ما از آنان خشنود است که می‌ترسند از او، از آنان که به محبتِ عهدیِ او امید دارند.

ای اورشلیم، پدر ما را بستای! ای صهیون، پدرت را ستایش کن! زیرا او پشت‌بندهای دروازه‌هایت را استوار می‌سازد؛ و فرزندانت را در میانِ حصارهایت برکت می‌دهد. او به مرزهایت آرامش می‌بخشد؛ و تو را از بهترین گندم سیر می‌کند. او فرمانِ خود را به زمین می‌فرستد؛ و کلامش شتابان می‌دود. او برف را چون پشم می‌بخشد؛ و شبنمِ یخ‌زده را چون خاکستر می‌پراکند. او تگرگِ خود را چون خرده‌ریزها فرو می‌ریزد؛ کیست که در برابرِ سرمای او تاب آوَرد؟ او کلامِ خود را می‌فرستد و یخ را می‌گدازد؛ بادِ خود را به وزیدن درمی‌آورد، و آب‌ها جاری می‌شوند. او کلامِ خود را به یعقوب اعلام می‌کند، و فرایض و احکامِ خود را به اسرائیل. او با هیچ قومِ دیگری چنین نکرده است؛ آنان احکامِ او را نمی‌دانند. هَلِلویاه!

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.