بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

مزامیر 146

کتاب

هَلِلویاه

Chapter 146.

هَلِلویاه! ای جان من، پدر ما را بستای.

تا زنده‌ام پدر ما را خواهم ستود؛ تا نفَس دارم برای پدر ما سرود خواهم خواند.

بر امیران توکل مکنید، بر انسانی فانی که نمی‌تواند نجاتتان دهد. روحش بیرون می‌رود و به خاک بازمی‌گردد؛ در همان روز نقشه‌هایش نابود می‌شود. خوشا به حال آن که مددکارش پدر یعقوب است، و امیدش بر پدر ما است،

او آفرینندهٔ آسمان و زمین است، دریا و هرآنچه در آنهاست؛ او تا ابد وفاداری را نگاه می‌دارد. او مظلومان را دادرسی می‌کند؛ گرسنگان را نان می‌بخشد. پدر ما اسیران را آزاد می‌سازد. پدر ما چشمان نابینایان را می‌گشاید؛ پدر ما خمیدگان را برمی‌افرازد؛ پدر ما عادلان را دوست می‌دارد. پدر ما از غریبان نگاهبانی می‌کند؛ یتیم و بیوه را استوار می‌دارد، اما راه شریران را به تباهی می‌کشاند.

پدر ما تا ابد سلطنت خواهد کرد — ای صهیون، پدر تو، نسل اندر نسل. هَلِلویاه!

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.