بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

یوحنا 1

کتاب

در آغاز، کلام

Chapter 1.

در آغاز کلام بود، و کلام با پدر ما بود، و کلام خدا بود. او در آغاز با پدر ما بود. همه چیز به‌واسطهٔ او پدید آمد، و از هر آنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدید نیامد. در او حیات بود، و آن حیات نورِ آدمیان بود. نور در تاریکی می‌درخشد، و تاریکی بر آن چیره نشده است.

مردی از جانبِ پدر ما فرستاده شد که نامش یحیی بود. او همچون شاهدی آمد تا بر آن نور شهادت دهد، تا همه به‌واسطهٔ شهادتِ یحیی ایمان آورند. او خودْ آن نور نبود، بلکه آمد تا بر آن نور شهادت دهد. آن نورِ حقیقی که به هر انسانی روشنایی می‌بخشد، به جهان می‌آمد. او در جهان بود. جهان به‌واسطهٔ او پدید آمد، اما جهان او را نشناخت. او به مِلکِ خویش آمد، اما قومِ خودش او را نپذیرفتند. اما به همهٔ کسانی که او را پذیرفتند و به نامِ او ایمان آوردند، این حق را بخشید که فرزندانِ پدر ما شوند a a v12 به آنان که عیسی را می‌پذیرند، این حق داده می‌شود که فرزندانِ پدر ما شوند — و به خانوادهٔ آن کس که پسرِ خود را فرستاد، بازگردانده شوند. فرزندانی که نه از خون، نه از خواستِ جسم و نه از خواستِ انسان، بلکه از پدر ما زاده شدند.

کلام جسم شد و در میانِ ما ساکن گشت. ما جلالِ او را دیدیم، جلالِ پسرِ یگانه که از پدر آمد، پُر از فیض و راستی. یحیی دربارهٔ او شهادت داد و ندا در داد: «این همان است که درباره‌اش گفتم: آن که پس از من می‌آید بر من برتری دارد، زیرا پیش از من وجود داشت.» زیرا از پُریِ او همهٔ ما بهره یافتیم، فیض بر فیض. زیرا شریعت به‌واسطهٔ موسی داده شد؛ اما فیض و راستی به‌واسطهٔ عیسی مسیح پدید آمد. هیچ‌کس هرگز پدر ما را ندیده است؛ پسرِ یگانه که در آغوشِ پدر است، او را شناسانید. b b v18 تنها پسری که همواره در نزدیکیِ دلِ پدر ما زیسته است، می‌تواند به ما نشان دهد که پدر ما به‌راستی کیست — هر نگاهی به پدر، از راهِ عیسی میسّر می‌شود.

تو کیستی، یحیی؟

این است شهادتِ یحیی، آنگاه که یهودیان کاهنان و لاویان را از اورشلیم فرستادند تا از او بپرسند: «تو کیستی؟» او اعتراف کرد و انکار ننمود، بلکه اعتراف کرده، گفت: «من مسیح نیستم.»

پس از او پرسیدند: «پس چه؟ آیا تو ایلیا هستی؟» گفت: «نیستم.» «آیا تو آن پیامبر هستی؟» پاسخ داد: «نه.»

پس گفتند: «تو کیستی؟ به ما پاسخی بده تا برای فرستندگانِ خود ببریم. دربارهٔ خود چه می‌گویی؟»

گفت: «من صدای کسی هستم که در بیابان ندا می‌دهد: ‹راهِ خداوند را راست کنید،› چنان‌که اِشعیای نبی گفت.»

و آنان از سوی فَریسیان فرستاده شده بودند. از او پرسیدند: «پس اگر نه مسیح هستی، نه ایلیا و نه آن پیامبر، چرا تعمید می‌دهی؟»

یحیی پاسخشان داد: «من با آب تعمید می‌دهم، اما در میانِ شما کسی ایستاده است که او را نمی‌شناسید، همان که پس از من می‌آید، و من حتی شایستهٔ گشودنِ بندِ کفشش نیستم.» این وقایع در بیت‌عَنیا، آن سوی رودِ اردن، جایی که یحیی تعمید می‌داد، رخ داد.

اینک، برّه

روز بعد، چون عیسی را دید که به‌سوی او می‌آید، گفت: «اینک برّهٔ پدر ما — عیسی — که گناهِ جهان را برمی‌دارد!» c c v29 یحیی عیسی را «برّهٔ پدر ما» می‌نامد، زیرا این پدر است که برّه را فراهم می‌کند — همان پدری که به ابراهیم وعده داد: «خدا برّه را برای خود فراهم خواهد کرد،» و اکنون آن وعده را در پسرِ خویش به‌جای می‌آورد. این همان است که درباره‌اش گفتم: ‹پس از من مردی می‌آید که بر من مقدّم است، زیرا پیش از من وجود داشت.› من او را نمی‌شناختم، اما آمدم و با آب تعمید دادم تا او بر اسرائیل آشکار شود. یحیی شهادت داد: «دیدم که روح‌القدس همچون کبوتری از آسمان فرود آمد و بر او قرار گرفت.» من او را نمی‌شناختم، اما آن که مرا فرستاد تا با آب تعمید دهم، به من گفت: ‹هر که ببینی روح‌القدس بر او فرود می‌آید و بر او می‌ماند، همان است که با روح‌القدس تعمید می‌دهد.› «و من دیده‌ام و شهادت داده‌ام که این است پسرِ پدر ما.» d d v34 شهادتِ یحیی عیسی را پسرِ پدر ما می‌نامد — نه صرفاً «پسری از خدا»، بلکه آن پسرِ ازلی که پدر او را از پیش از آغازِ جهان دوست داشته است.

بیا و ببین

روز بعد، یحیی باز با دو تن از شاگردانش ایستاده بود، و چون نگاهش به عیسی افتاد که از آنجا می‌گذشت، گفت: «اینک برّهٔ پدر ما!» آن دو شاگرد سخنِ او را شنیدند و از پیِ عیسی روانه شدند.

عیسی برگشت و چون دید که از پیِ او می‌آیند، پرسید: «چه می‌جویید؟» گفتند: «ربّی» (که به‌معنای استاد است)، «کجا اقامت داری؟»

به آنان گفت: «بیایید و خواهید دید.» پس رفتند و دیدند که کجا اقامت دارد، و آن روز را نزد او ماندند — نزدیکِ ساعتِ چهارِ بعدازظهر بود.

یکی از آن دو که سخنِ یحیی را شنیدند و از پیِ عیسی رفتند، آندریاس، برادرِ شمعون پطرس بود. او نخست برادرِ خود شمعون را یافت و به او گفت: «مسیحِ موعود را یافته‌ایم» (که به‌معنای مسیح است).

او را نزد عیسی آورد. عیسی به او نگریست و گفت: «تو شمعون، پسرِ یوحنا هستی. تو کیفا خوانده خواهی شد» (که به‌معنای پطرس است).

روز بعد، عیسی تصمیم گرفت به جلیل برود. فیلیپُس را یافت و به او گفت: «از پیِ من بیا.»

و فیلیپُس اهلِ بیت‌صِیدا بود، شهرِ آندریاس و پطرس. فیلیپُس نَتَنائیل را یافت و به او گفت: «آن کس را که موسی در شریعت و پیامبران درباره‌اش نوشت، یافته‌ایم — عیسی، پسرِ یوسف، از ناصره.»

نَتَنائیل گفت: «آیا از ناصره چیزِ خوبی می‌تواند برآید؟» فیلیپُس گفت: «بیا و ببین.»

عیسی نَتَنائیل را دید که نزدیک می‌شود و درباره‌اش گفت: «اینک اسرائیلیِ راستین که در او هیچ فریبی نیست!»

نَتَنائیل از او پرسید: «مرا از کجا می‌شناسی؟» عیسی پاسخ داد: «پیش از آنکه فیلیپُس تو را بخواند، آنگاه که زیرِ درختِ انجیر بودی، تو را دیدم.»

نَتَنائیل پاسخ داد: «ربّی، تو پسرِ پدر ما هستی! تو پادشاهِ اسرائیل هستی!»

عیسی پاسخ داد: «آیا از آن‌رو ایمان آوردی که به تو گفتم تو را زیرِ درختِ انجیر دیدم؟ چیزهایی بزرگ‌تر از این خواهی دید.» به او گفت: «آمین، آمین، به تو می‌گویم که آسمان را گشوده خواهی دید، و فرشتگانِ پدر ما را که بر پسرِ انسان بالا می‌روند و فرود می‌آیند.» e e v51 عیسی به رؤیای یعقوب در بِیت‌ئیل (پیدایش ۲۸:۱۲) اشاره می‌کند، جایی که فرشتگان بر نردبانی میان آسمان و زمین در رفت‌وآمد بودند — رؤیایی که اکنون در او به‌کمال می‌رسد.

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.