بخوانید. بپذیرید. پیشنهاد دهید.

♥ بازخوردها

مزامیر 57

کتاب

میکتامِ داوود در غار

برای رهبر سرایندگان. بر لحن «نابود مکن». سرودی زرّین از داوود، آنگاه که از دست شائول به غار گریخت.

Chapter 57.

بر من رحم کن، ای پدرم، بر من رحم کن، زیرا جان من به تو پناه می‌برد؛ در سایهٔ بال‌های تو پناه می‌گیرم تا توفان‌های ویرانگر بگذرند. نزد پدرم، آن متعال، فریاد برمی‌آورم، نزد پدر ما که مقصود خود را برای من به‌انجام می‌رساند.

او از آسمان می‌فرستد و مرا نجات می‌دهد؛ آن را که پایمالم می‌کند، توبیخ می‌نماید. سِلاه. پدرم محبتِ عهد و وفاداری خود را خواهد فرستاد. جان من در میان شیران است؛ در میان آنان که آتش می‌دمند دراز می‌کشم — مردمانی که دندان‌هایشان نیزه‌ها و تیرهاست، و زبان‌هایشان شمشیرهای تیز است. ای پدرم، فراتر از آسمان‌ها متعال باش! جلال تو بر تمامی زمین باد!

برای قدم‌هایم دامی گستردند؛ جانم خمیده و افسرده شد. پیش رویم چاهی کندند، اما خود در آن افتادند. سِلاه. دل من استوار است، ای پدرم، دل من استوار است! خواهم سرایید و نغمه خواهم نواخت. بیدار شو، ای جلال من! بیدار شوید، ای بربط و چنگ! سپیده‌دم را بیدار خواهم کرد. ای پدرِ فرمانروا، تو را در میان قوم‌ها سپاس خواهم گفت؛ در میان ملت‌ها تو را خواهم سرایید. زیرا محبتِ عهد تو تا آسمان‌ها می‌رسد، و وفاداری تو تا ابرها. ای پدرم، فراتر از آسمان‌ها متعال باش! جلال تو بر تمامی زمین باد!

A young man reading the Father's Heart Bible print edition in a coffee shop اکنون به‌صورت چاپی

دیدگاه‌ها

اندیشه‌ها، پرسش‌ها، یا سخنی که این باب در دل شما برانگیخت — همین‌جا بنویسید. هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

خواندن، رونوشت‌برداری و همرسانی برای همه آزاد است — به هیچ حسابی نیاز نیست. نوشتن دیدگاه، برجسته‌سازی و نگه‌داشتن جای خواندن با یک حساب رایگان به دست می‌آید، و هر دیدگاه نام شما را بر دیوار همراهان می‌نشاند.

به خانواده بپیوندید — رایگان است ←
  • هنوز دیدگاهی نیست. نخستین سخن از آنِ شما باشد.